سديد الدين محمد عوفى
667
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
مردى به نزد او رفت و گفت : اى پيغامبر خداى ، مىخواهم كه زنى را در حبالهء خود آورم ، بگوى كه زن چهگونه خواهم . داود عليه السلام گفت : نزديك پسرم رو سليمان « 1 » و با وى مشورت كن . آن مرد به خدمت سليمان صلوات اللّه عليه « 2 » آمد و سليمان « 3 » هنوز كودك « 4 » بود و با كودكان « 5 » بازى مىكرد و بر سر تلى ريگ بود . « 6 » آن مرد پيش خدمت بايستاد « 7 » و انديشهء خود بازگفت . سليمان گفت : بر تو باد كه « 8 » كوشى « 9 » بر « 10 » زر سرخ و سيم سپيد ، و دور باش از سرب و سفال . آن مرد معنى سخن ندانست و به خدمت داود عليه السلام آمد و آن سخن با وى بازراند . داود عليه السلام گفت : معنى اين سخن آن است كه زر سرخ دختر بكرست و سيم سپيد زنى كه يك شوهر كرده باشد « 11 » اما جوان بود ، و سرب زنى باشد كه به سال برآمده باشد و به اندك آسيبى كژ « 12 » شود و چون بيشتر با وى مساس « 13 » كنى « 14 » تباه « 15 » شود ، و سفال زنى زال « 16 » بود كه او را فرزندى « 17 » باشد « 18 » كه به اندك آسيبى شكسته شود و از وى هيچ حاصل نيايد . آن مرد را « 19 » ازين سخن و آن معنى انتباه افزود « 20 » و بر خاندان نبوت ثنا گفت .
--> ( 1 ) - مپ 2 - سليمان ، مج : سليمان رو . ( 2 ) - مپ 2 : عليه السلام ، مج - صلوات الله عليه . ( 3 ) - مج + عليه السلام . ( 4 ) - مج : هفت ساله . ( 5 ) - مج + بر سر ريگ توده . ( 6 ) - مج - و بر سر تلى ريگ بود . ( 7 ) - مپ 2 - و با كودكان بازى . . . بايستاد . ( 8 ) - مج : بادا ، بنياد - كه . ( 9 ) - متن و مج و بنياد - كوشى . ( 10 ) - مپ 2 و مج : به . ( 11 ) - متن : بود ( 12 ) - بنياد : كج . ( 13 ) - بنياد - مساس . ( 14 ) - مج + دست . ( 15 ) - متن و مج : سياه ، مپ 2 هم هردو ضبط را دارد . ( 16 ) - متن و بنياد - زال . ( 17 ) - مج : فرزند . ( 18 ) - بنياد - كه او را فرزندى باشد . ( 19 ) - متن و بنياد و مپ 2 - را . ( 20 ) - بنياد : گرفت .